عصردنا – محمد امين : حاجی محمد موحد؛شمایی که این روزها از سوی طرفدارانت به انواع القاب و واژه های درگونه در هر محفلی شناخته میشوی، اگر خودت بخواهی به عملکرد 16 سال نمایندگی مردم در مجلس نمره بدهی، از 20 چه نمره ای برای خودت در نظر خواهی گرفت؟
نمایندگی شما در طول این 16 سال با 3 دولت همراه بوده است. 16 سال نمایندگی شما در مجلس با سفرهای مهم و ماندگاری در تاریخ سرزمین بلاد شاپور همراه بوده که شاید برخی از آنها دیگر در تاریخ تکرار نشود.
16 سال نمایندگی شما در مجلس فرصت مناسب و مطلوبی از نظر طول زمان نمایندگی در اختیار شما قرار داد که از آن در جهت برطرف کردن ریشه فقر و محرومیت در شهرستان استفاده کنید.
حاجی؛ خود شما میدانی که بهترین زمان ممکن جهت آغاز دوره نمایندگی شما مهیا شده بود. آغاز دوره نمایندگی شما با دوره سازندگی در کشور همراه بود. 6 سال همراه دولت سازندگی که میتوانست درصد عظیمی از فقر و محرومیت این سرزمین را به بوته فراموشی بسپارد، آنچنان زود گذشت که نه شما و نه ما آن را احساس نکردیم.
نه از سازندگی خبری بود نه ازبهتر شدن وضع جامعه. آری، حاجی؛ دوره 6 ساله سازندگی چون برق و باد از نظر ما وشما به آخر خط رسید، اما کهگیلویه همچنان عذاب میکشید.
البته بعضی کارهای خوبی هم در این سالها در برخی نقاط انجام شد اما آنقدر بار مشکلات بر دوش مردم سنگینی میکرد، و آنقدر روزگار بر مردم سخت میگذشت، که کسی رمق بیادآوردن آنها را ندارند.
حاجی: در حالیکه دولت سازندگی می توانست منشا خدمات زیادی درشهرستان شود و زیربناهای لازم جهت توسعه شهرستان را ایجاد کند، بینی و بین الله خودت بگو کدام کار زیر بنایی که در جهت توسعه و پیشرفت این شهرستان باشد، انجام شد؟
کدام محور مواصلاتی در آن 6 سالی که نمایندگی شما همراه دولت سازندگی بود، در شهرستان کهگیلویه ایجاد و ساخته شد؟
حاجی من نخواستم این چنین عملکرد شما در آن 6 سال را به بوته نقد بکشم اما دوستانت مجبورم کردند بنویسم از آنچه کنار گذاشته بودم برای خودم و خودت اگر زمانی در کنا رهم قرار میگرفتیم.
حاجی؛ازآن سالها خودت تعریف کن و بگو کدام طرح زیر بنایی، کدام پروژه بزرگ و تاثیر گذار در سطح شهرستان کهگیلویه ایجاد شد؟
حاجی؛ خودت بگو در راه خارج کردن این شهرستان از بن بست کدام طرح در زمان شما اجرا و به بهره برداری رسید؟ حاجی خودت بگو؛ چه کردی با آن وعده و وعده هایی که آن روزها برای هر شهر و دیاری به عنوان کادو همراه خودت میبردی؟
حاجی؛ خودت بگو چه کردی با آن همه اعتباری که این مردم به پای تو ریختند؟ حاجی خودت بگو؛ چرا مردم از دوره سازندگی در شهرستان هیچ چیزی به یاد نمی آورند؟ حاجی خودت بگو؛ چرا در نظر مردم شهرستان کهگیلویه، واژه سازندگی و شما این قدر نا مانوس به نظر میرسد؟
حاجی خودت بگو؛ ما که ندیدیم. حاجی؛ از وعده های که دادی و عمل کردی، بگو. خداییش هر چه فکر کردم در این زمینه البته در مورد شهر و دیار خودم، هیچ چیز به ذهنم خطور نکرد. حاجی؛ این نکته را نگفتم به عمد، تا شما ودوستان شما تمام بهانه های خود را تا این جای کار و برای دوره سازندگی در ذهن خود مجسم کنید.
حاجی در اول مطلب از سفرهای همیشه ماندگار به شهرستان کهگیلویه نام بردم. به یاد آوردی به چه سفری اشاره کردم. مشکلی ندارد چون احتمالا" شما مثل همیشه فرصت فکر کردن ندارید.
خودم به یادت می آورم. آری، 18خردادماه 1373 که بی گمان ماندگارترین روز برای مردم سرزمین بلاد شاپور بود که مهمانی عزیز چون مقام عظمای ولایت را در شهرشان می دیدند.
مردمی که به امید پایان یافتن محرومیتها و تبعیضها دهها راس گاو و گوسفند را پیش پای مهمان خود قربانی کردند. حاجی خودت بگو؛ ره آورد آن سفری که می توانست آغازگر حیاتی مجدد برای کهگیلویه باشد، چه بود؟
چرا و به چه دلیل آن همه اعتبار و آن همه دستورات اکید ایشان مبنی بر رفع محرومیت از این شهرستان هیچگاه در عمل پیاده نشد؟
حاجی؛ یکی از مهمترین پروژه های آن سفر که میتوانست تا حدودی کهگیلویه ی محروم و محجور را از بن بست گرفتارشده در آن نجات دهد، جاده دهدشت به باغچه جلیل بود.
جاده ای که فقط 170 کیلومتر طول داشت. خودت بینی و بین الله آیا این رو را داری که بخواهی در مورد آن صحبت کنید؟ حاجی؛ اگر در کل آن 13 سال فقط سالی 5 تا7 کیلومتر آن احداث میشد، اکنون این محور تکمیل و به بهره برداری رسیده شده بود.
حاجی اگر میگویی که اعتبار لازم به آن نرسید به شما میگویم باید با پیگیری مداوم، آن پروژه را به یک پروژه ملی تبدیل میکردی. همان کاری که نماینده فعلی انجام دادند و کل کاری که در طول این 4 سال انجام شده است با کل کارهای آن 13 سال شما در رابطه با آن پروژه برابری میکند.
حاجی؛ به خدا هر چه در چرام خیابان به خیابان راه افتادم وتابلوی ادارات و مکانهای مختلف را نگاه کرده که شاید چیزی که مربوط به آن سفر باشد، به غیر از یک کتابخانه کوچک و دفتر تبلیغات و البته شاید مرکز بهداشتی درمانی آن، به چشم نیامد.
حاجی، 6 سال دوره سازندگی که با نمایندگی شما همزمان بود، جهت توسعه سیاسی و ارتقاء شهر،روستا و بخشها چه کار کردی؟ آری، در دوره سازندگی نه چرام، نه بهمئی و نه لنده شهرستان نشدند. حاجی؛ در این زمینه نظر خاصی داری؟
اگر بگویی که از نظر وزارت کشور شرایط تبدیل به شهرستان شدن را نداشتند به شما میگویم چرا به مردم وعده سرخرمن دادی؟ چرا احساسات پاک و زلال ایل چرام، بهمئی و مردمان پاک سیرت لنده را در آن سالها به بازی گرفتی؟
حاجی؛ نمیدانم حوصله خواندن داری یا تمامش کنم اما بگذار چند نکته دیگر را به عنوان آخرین نکات به عرض برسانم.
حاجی خودت بگو؛ فاصله لنده و لیکک از خطوط لوله گاز چند کیلومتر بود که در آن 6 سال سازندگی هیچ همتی و تلاشی جهت گازرسانی به آن دو شهر از طرف شما به عمل نیامد.
راستی در طول آن همه سال چند روستا در کهگیلویه از نعمت گاز برخوردار شدند؟ حاجی؛ در مورد راههای ارتباطی شهرستان چه اقدامات مفید و موثری انجام شد؟
کدام جاده جدید در سطح شهرستان کهگیلویه در دوره سازندگی را میتوانید به ما نشان دهید؟ حاجی به تمام جاده های اطراف شهرم که نگاه میکنم میبینم هیچکدام در آن 6 سال توسعه نیافته بودند.
حاجی ؛ جاده چرام به باشت که در آن سالها مهمترین جاده ارتباطی شهرستان بود ، دراواخر دوره سازندگی کم کم مورد بی توجهی قرار گرفت به طوری که بعد از چند سال که ازپایان دوره سازندگی میگذشت این جاده ارتباطی تقریبا" از حالت یک جاده اصلی به یک جاده روستایی تغییر حالت داد. البته جاده چرام به گچساران هم همین سرنوشت را پیدا کرد.
حاجی راستی ره آورد سفر آقای هاشمی رفسنجانی به کهگیلویه چه بود؟ حاجی؛ ازمخابرات و تلفن هم حرفی نمی زنم چون وقتی که مردم هنوز جاده درست، آب سالم ومسکن مناسب نداشتند، چه نیازی به خطوط تلفن وجود داشت؟
حاجی؛ اسفندماه 1374 کهگیلویه شاهد یکی از بحث برانگیزترین انتخابات تاریخ بود.انتخابات مجلس شورای اسلامی در دورپنجم. همان اتخابات تلخی که خاطر همه مردم با مرور کردن آن مکدر میشود.
حاجی؛ آن همه ناامنی و آن اتفاقات تلخی که در چرام در حاشیه سخنرانی شما پیش آمد و به دنبال آن درگیریهای آن روز جاده ارتباطی چرام به دهدشت را حتما" به یاد داری.
حاجی در اولین ساعت اعلام پیروزی شما در آن انتخابات، شک وشبهه هایی از طرف مخالفان شما مطرح شد. شایعات زیادی دهن به دهن میشد و خیلی از مردم نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند.
حاجی؛ برخورد شما با آن شک و شبه هایی که در ذهن مردم ایجاد شده بود، چه بود؟ حاجی؛ آیا نمی شد که آن روزها برای لحظه ای هم که شده بود، به حرف مخالفین خود توجه میکردی؟
حاجی؛ آیا نمی شد در آن روزهای متلاطم کهگیلویه برای لحظه ای هم که شده بود، جهت تنویر افکار عمومی آماده پاسخگویی به شک و شبهه های مردم می شدی و به فضای بیم وترس آن روزهای کهگیلویه پایان میدادی؟
حاجی؛ اما آن روزها را که مرور میکنم برخورد شما با مخالفان برخوردی از حس قدرت، غرور و تکبر بود. برخورد شما با افکار عمومی آن روزهای کهگیلویه بیشتر شبیه پیروزی بر دشمنان قسم خورده ات بود.
به جای پاسخگویی به افکار عمومی جامعه، سکوت معنی دار را انتخاب کردی و در محافل خصوصی که با سربازان سینه چاکت داشتی، به رای مردم و شبهه آنها نیشخند زدی.
تحقیر کاندید مغلوب را در پیش گرفتی و آنچنان در تفرجگاههای خصوصی خودت برای سربازان سینه چاکت گفتی و گفتی که بعضی از آنها نعوذ به الله شما را بالاتر از خالق هستی فرض کردند.
حاجی؛ از همین سال بود که قهر شما با شهر و دیارم را شاهد بودیم و تا امروز هم ادامه دارد. حاجی چون؛ میدانم که فرصت خواندن مطالب را نداری دیگر همین جا تمام میکنم و در چند روزدیگر عملکرد شما در دوره اصلاحات را با هم مرور خواهیم کرد.
حاجی؛ در پایان به عرض شما و دوستان عزیز که این مطلب را خواندند برسانم چون عنوان کردم میخواهم نقد عملکرد شما را داشته باشم عرض میکنم که در طول آن سالها کارهای خدماتی خوبی هم انجام شد از جمله بحث آب و آب رسانی به بعضی از روستا و شهرها و همچنین احداث مراکز بهداشتی و درمانی و خانه های بهداشت وگسترش تلفنهای شهری ، اما انتظار از شما که فرزند کهگیلویه بودید بیشتر بود، چون تنگناهای مختلف شهرستان را می دانستی، چون با محرومیت و مظلومیت مردم این شهرستان همزاد بودی.
حاجی؛ به خدا قسم در آن سالها خیلی بهتر از این میتوانستی برای شهر و دیار مادریت کار کنی و اما حیف از آن سالهایی که باید برای مردم میبودی، برای عده ای خاص و غرق در مادیات به هدردادی.
حاجی؛ می بینی گاهی اوقات فرمولهای ریاضی هم با هم همخوانی ندارند. عدد شش که همیشه از عدد 4 بزرگتر است اکنون در برابر عدد 4 اظهار کوچکی و حقارت میکند.
حاجی یادت هست که در محافل خصوصی میگفتی که بزرگواری برای مردم چه چیز جدیدی دارد که عنوان کند و چه دارد که بیان کند،یاد هست حتما"، حالا خود شما از آن سالها برای مردم چه چیز جدیدی داری که عنوان کنی.
حاجی؛ به خدا تا این آقایان اطراف شما هستند امکان ندارد که شما برای لحظه ای هم که شده دغدغه مردم را به ذهن خود راه بدهید.
حاجی به راستی اگر خودم جهت رفع مشکلم شخصا" به حضور برسم بدون واسطه مشکلم را حل میکنی یا اینکه حتما" باید از طرف دوستان شما کارت ویزیت شما را دریافت کنم.
برای امروز دیگر بس است. حاجی؛فقط جمله آخر را هم بگویم که این جمله همیشه پایان بخش مطالب من در مورد شما خواهد بود .
حیف از مردم کهگیلویه، چرام و بهمئی که سالها به پای تو سوختند و حیف از شما که سالها به پای افراد انحصارطلب وقدرت طلب عمر خود را تباه کردید.